انتخاب اوباما درسی برای اصلاحات

آبان 21, 1387

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که نتیجه آن انتخاب  باراک حسین اوباما به عنوان ریاست جمهوری آمریکا بود به پایان رسید ، این مسئله هم مثل هر مسئله دیگری برای آنانکه از مسائل اجتماعی و تاریخی درس میگیرند حاوی پیام های گوناگونی بود و هست و هر کس می تواند ازمنظر خویش به تحلیل آن بپردازد اینکه چرا جمهوری خواه هان شکست خوردندو اینکه چرا دموکرات ها پیروز شدند و چه عواملی در شکست آنان و پیروزی اینان دخیل بود ؟و تأثیر انتخاب مرد سیاه چرده افریقای اصل  بعنوان قدرتمندترین مردجهان بر سرنوشت کشورها و ملتها چه خواهد بود؟ و همچنین تغییر سیاست های داخلی وخارجی آمریکا تا چه اندازه ای امکان پذیر است و این تغییر احتمالی چقدر بر دنیا و ایران موثر خواهد بود ؟  ونیز  دلایل ناکامیها وکامیابی های احتمالی دولت قبلی در چه چیزی نهفته بود ؟ و از  سوالاتی نظیر آن که جواب به آنها  در هر حالت درسی است برای آنانی که ناظر بر آیات خدایند. هرچه باشد مردم امریکا هم مخلوق اویند.

اما اگر هم از خیر سوالات فوق بگذریم به اهمیت یک موضوع واقعا جالب در آن نمی توان بی تفاوت بود و آن موضوعی است که یک غیر آمریکایی را بررأس قدرت آمریکا می نشاند. سیاه پوستی را برسفید پوستان پرمدعا ی امریکای چیره میگرداند. چیزی که سرنوشتش تا دقیقه 90 نا معلوم است .و آنچه بدون درگیری قدرت را از جناحی پر مدعا به جناحی پر مدعای دیگر انتقال می دهد .وآنچه همگان را در نهایت به تعظیم واطاعت وا میدارد. .وآنچه موجب میشود سیاست مداران در تشخیص آن عاجز شوند .وآنچه موجب شد این جمله که (( بافت قدرت در آمریکا طوری است که نمی گذارند اوباما رئیس جمهور شود)) تحقق نیابد .آن چیزی نیست جزء حکومت عقل واراده جمعی ونامی به غیر از دموکراسی ندارد.  

دموکراسی همان جادویی قرن بیستم در علوم اجتماعی است این کلمه کلمه جالبی است چرا که در ظاهر یک کلمه و در واقع  یک علم تمام عیار است  وبلکه فراتر از آن درس زندگی است .این کلمه ظاهرا ضعیف وباطنا قوی واقعا جالب است چرا که خیلی ها با نردبان دموکراسی به قدرت میرسند ولی بعد از رسیدن به قدرت خود دموکراسی را بر نمی تابند. وبا او سر جنگ دارند. برخی از او بدشان میاید . کسان دیگری قبولش ندارند وشخصیت های محترمی هستند توسط او  مشروعیت می یابند (شخصیت حقوقی ) ، اما وقتی نامش را میشوند حالشان بد میشود و  تهوع میگیرند . بشرسالهاست او را میازماید ولی نه توان رد او را دارد ونه یارای تاییدش را . نه دوست اوست رسما واسما ونه دشمن دایم او . در کشور مانیز حداقل 12 سال است دموکراسی از سوی دو جریان شدیدا مورد توجه است جریانی با او موافقند ومیخواهند قواعدش را یاد بگیرند وبه دیگران یاد بدهند ولی تا بیایند یاد بگیرند قدرت خود را از دست میدهند  وجریانی دیگرسرکار میاید جریانی که دشمن اویند میخواهند نابودش کنند به هرقیمتی که شده  ولی گاها مجبورند  برای رسیدن به  قدرت با اوموقتا  آشتی کنند .یکی از این جریان ها اصلاحات وجریان چپ وآن یکی اصول گرا ویا جریان راست است . این دو جریان تا حال تعریفی از ادعای خود نداده اند ولی بنظر میرسد منظور اصول گرایان معتقد بودن به یک عده ارزش ها واصول است ومنظور از اصلاحات بهبود وضعیت موجود وحرکت به سوی کمال وسعادت است . بنظر نگارنده هر دسته ای از موجودات به یک عده اصولی پایندند وتا اصول اصول گرایان مشخصا ومنجزا اعلام نگردد نمی توان فقط به اسمش مجذوب شد  وبدان ایمان آورد . ولی اگرعلت  آفرینش و ارسال رسولان وختم نبوت و سیره امامت  وخصوصا امامان اول – دوم .سوم (علیهم السلام) .امام قایم ( عج) را مطالعه کنیم خواهیم دید هدف از آفرینش سعادت بشر  ودلیل ارسال رسولان  هدایت واصلاح بشر وعلت ختم نبوت کمال قدرت عقل  و سیره امام اول (ع) در نحوه رد وقبول حکومت در غیاب رسول خدا دلیلی واضح بر دموکراسی  و تمرین برای قبول عقل جمعی وصلح امام دوم (ع) تمرینی برای وتحمل کردن مخالف حتی ناحق خود وجنگ وشهادت امام سوم (ع) تمرینی  برای اصلاح امورهرچند با شکست ظاهری  وظهور امام قایم (عج) تحقق خود اصلاحات است آنگاه میتوان ادعا کرد اصلاحات یک موضوع موهومی نیست وبر خلاف اصولگرا بودن روشن وتعریف شده وتمرین شده است ونیز میتوان نتیجه گرفت که دموکراسی هدفی جزء اصلاحات واصلاحات ابزاری جزء دموکراسی ندارد. و اگراسلام در زمان جاهلیت به بردگان حقی برابر اربابان اعطاء کرد در عصر حاضر بردگان به برکت دموکراسی بر اربابان خود اربابند  والبته این از ثمرات اسلام ناب محمدی (ص) بعنوان اخرین وکامل ترین دین خداست با این حساب دموکراسی نه تنها تهوع آور نیست بلکه پیش نیاز اصلاحات است وصد البته اصلاحاتی که بشر را به سرمنزل مقصود نزدیک میکند اصلاحات راستکی به معنای واقعی است نه اصلاحات اصولگرایانه.

برزگرزاده 20/8/87



بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه