حمله موشکی و امنیت ملی

خرداد 30, 1396

حمله موشکی اخیر نیروهای نظامی به مقر داعش، بسان مداخله ایثارگرانه در حادثه تروریستی 17 خرداد تهران بر خلاف حمله به سفارت سعودی مورد تایید و مباهات همه ایرانیان بود. هیچ شخص حقیقی و حقوقی مخالف ورود قهرمانه نیروهای نظامی برای حفاظت از امنیت ملی نبود و در چنین مواردی نباید هم باشد. از آنجایی که داعش، طالبان، القاعده و هر گروه متحجر دیگر از فرزندان خلف خاندان ناخلف سعودیند، لذا به رغم اشتراک لفظ نحس “سعودی” در این دو حمله، این دو با هم تفاوت های فراوانی دارند که بی تردید تاثیر هریک از حملات بر امنیت ملی یکی آنهاست. در حالت کلی اولی رامی توان اقدام ضد ملی و دومی را ارتقاء دهنده اقتدار ملی ارزیابی کرد. که در چرایی  تعارض این دو باید گفت .  

اولی به جهت دخالت افراد خودسر، فقدان اذن مشروع نهادهای قانونی داخلی و گم شدن سوراخ دعا یعنی سکوت در برابر فاجعه منا و هجوم به خاطر شیخ نمر و نادیده انگاشتن تعهدات بین المللی ایران در عرصه جهانی، هم از منظر حقوق داخلی هم از منظر حقوق بین المللی بی قانونی بود. لیکن دومی به جهت اقدام از سوی نهاد مسئول ،تایید و تصویب مرجع قانونی و اقدام از سوی مردم، مبادرت به دفاع مشروع با رعایت قوانین بین المللی خصوصاً ماده 51 منشور ملل متحد، برخلاف ائتلاف کذایی و غیر قانونی عربستان در یمن با استناد غلط از ماده 52 منشور، از هر دو دیدگاه قانون مند بود.

ناتوانی دلواپسان جناحی از درک این موضوع ساده که حفاظت از سفارتخانه و کارکنان دیپلماتیک، بر عهده دولت پذیرنده بوده و تعرض به آنها در حکم به زیر کشیدن اقتدار دولت میزبان است. با هجوم به سفارت بواقع ضعف ایران در دفاع از اماکن کنسولی و محافظت از میهمانان هر چند ناصالح خارجی را به نمایش گذاشتند و زمینه ساز سر افکندگی سیاسی کشور و منقلب شدن دعوی و تعویض جای ایران و عربستان در عرصه بین المللی شدند. در حالی که اقدام اخیر در راستای  تفسیر عزتمندانه از دفاع مشروع، نمایش اقتدار و عظمت ایرانی و نماد خفت عربستان بعنوان حامی اصلی داعش بود.

بعد از آنکه قتل عام حجاج در سال 1366، تعرض شنیع ماموران عربستانی به زوار و کشتار دهشتناک حاجیان ایرانی در منا با سکوت تامل برانگیز ایران بی پاسخ ماند. درحالی که مماشات  بی حد و حصر شیوخ مفسد خلیج فارس در مقابل شبه دولت سلمان می رفت که دولت طایفه ای مذکور را بعنوان ژاندارم منطقه معرفی کرده و کار به آنجا کشد که وزیر خارجه آل سعود طبق رویه قرن حجری درون قبیله ای خود ، از دولت های منطقه برای عربستان بیعت بگیرد. در چنین شرایطی تادیب عوامل هار تروریستی – سعودی لازم و ضروری می نمود. گوش مالی اخیر بر خلاف جریان سفارت که متصرفانش بیشتر در صدد بهرمندی گروهی بودند بشدت رنگ ملی به خود گرفت.  

ضمن افتخار به چنین سربازان و بالیدن به چنان فن آوری عظیم و ابراز خرسندی از پرتاب موشک ایرانی از خاک ایران برای دفاع از ایران به جای موشک پرانی روسی و پوتینی، نباید بحث امنیت ملی را به امنیت نظامی منحصر و به منافع جناحی گره زد. هر چند اندازه و برد موشک ها، تجهیزات و ادوات جنگی، حجم ارتش ها و شمار سربازان و تعداد پایگاه ها و پادگان ها  تا زمان ظهور منجی عالم، تحقق مدینه فاضله و خلع سلاح کامل جهانی، از مولفه های مهم و ضروریات امنیت ملی کشورها محسوب می شود، ولی اساس و شالکه اصلی امنیت ملی هر کشوری در وحدت مردم آن کشور تبلور می یابد. که فقط در سایه ارج نهادن بر خواسته ها، آرزوها ، آمال و آراء همه مردم ایران فارغ از نژاد، زبان و مشارکت همگانی همانند دفاع مقدس و انتخابات اخیر تحقق می یابد. از بین رفتن فاصله طبقاتی و محو تبعیض عمودی و افقی بین ملت، برخورد با مفسدان اقتصادی و سیاسی، احترام به همه اصول قانون اساسی اجرای به هنگام آنها، احترام به همه نهاد ها ، صنوف، مشاغل و تکریم همه افراد، قانونمندی در همه امور، آماده کردن زمینه تضارب آراء و عقاید عمومی، تقویت مجاری مشارکت احسن و همگانی در انتخابات و تحکیم راههای نظارت کل مردم بر کل حاکمیت از جمله پیش شرط ها و پیش نیازهای امنیت ملی بشمار می روند. این دو حمله نشان داد که هیجان زدگی، ایجاد دو دستگی در بین آحاد مردم، برخورد های گزینشی و تبعیض آمیز با جریانات، تقسیم ملت به خودی و غیرخودی، انتساب نهادهای ملی به جریانی خاص، در مقابل هم قرار دادن نهادهای حکومتی و استفاده گروهی از منافع جمعی مخل امنیت ملی است. مباد که اقدامات ملی این چنینی با مصادره به یک اقدام جناحی تقلیل یابد.



بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه