حکمرانی مطلوب، از علی تا علی

آذر 14, 1396

 

مرگ  دیکتاتور یمن بهانه این نوشته است  ومرگ یکی از آیات ذات اقدس الهی و عبرت  آموز ، صد البته مرگ حاکمانی  مانند صدام، قزافی، عبدالله صالح  عبرت آموزتر. فارغ از کارنامه، اسامی آنها واجد اهمیت و مداقه است . مثلاً اسم علی عبدالله صالح ترکیب مبارکی  ازعلی، عبدالله وصالح بود  اما علی، عبدالله و صالح کجا و علی عبدالله صالح کجا. فردی که اسمی به این زیبایی داشت چه کرد وچه سرانجامی داشت؟ متاسفانه خیلی ها را علی نامیدند و کثیری را عبدالله، صالح و حسین نام نهاده اند. هرچند مقایسه معصوم وغیر معصوم  قیاس مع الفارق است اما صرفاً به سبب تشابه اسامی و به استناد آیه مبارکه (( قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏…)) نکات ذیل قابل تامل است.

 الف- علی (ع ) بی هیچ تردیدی عبدالله صالح و تکرار ناشدنی است. اما صرف  اسم زیبا داشتن و مدعی ایمان، عدالت، بندگی صالح بودن به تنهایی کافی نیست. چون علی (ع) را نه نام علی داشتن، نه مولد کعبه بودن، نه داماد پیامبر اعظم بودن و نه حتی امیرالمومنین بودنش برای تقرب الهی مکفی نبود، بلکه علی (ع)، مومن باالله بود نه نعوذ بالله بنگاه دار دین، عدالت را معنا بخشید ولی شعار عدالت نداد، دور ازچشم دیگران و شب هنگام خود را وقف بینوایان کرد و به داد محرومان شتافت اما تبلیغات وکارناوال راه نیانداخت ، باب علم بود و با» مَن عَلَّمَنِی حَرفاً فَقَد صَیَّرَنِی عَبداً « ارزش علم ، معلم ، آگاهی  و آموزش را  به عرش اعلا رسانید در عین حال با فرمایش (( من دعی عالم فهو جاهل )) خود را عالم و رعیت را جاهل ننامید و خرافه وجهل را به مردم نیاموخت و رای مردم را به بازی نگرفت  و از جهالت مردم برای خود حاکمیت نتراشید. برای ایشان برادربا بیگانه متمایز نبود، حنای رانت در درگاه حضرتش رنگ نداشت، اقلیت با اکثریت صاحب حقوق یکسانی بود. همین شخص اول و معصوم در معرض احضار به دادگاه و محکومیت، حتی در مظان محکومیت در مقابل یک بیگانه و اقلیت بود. آمر و ناهی صرف مردم نبود بلکه بعلت ایمان به گفته هایش به آنچه می فرموده قبل از همه خود عمل می نمود در یک کلمه حکومت علی (ع) اسوه  یک حکمرانی مطلوب بود. بدینسان هم عدل ،دادگاه، حقوق بشر، حقوق متهم، بی طرفی قاضی، آیین دادرسی، حقوق اقلیت، آزادی بیان وبعد از بیان، تحمل مخالف، مدارا با قاتل خود و تمام آنچه بشر امروز دربلاد غرب به آن مباهات می کند هدیه امام به بشر بود. همه اینها  و هزاران هزار ویژگی عینی و نماد فضایل انسانی علی (ع) بود که به حکم ” إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم ”  ایشان را ، به قرب الهی نایل آورد.

ب- اما دیکتاتورهای یمن و عراق که نام علی و حسین داشتند. با چهره انقلابی گری و دفاع از مردم و جمهوریت آمدند، به بهانه امنیت ، رفاه و پیشرفت مردم حکومت را قبضه کردند و اصلشان را بر فراقانونی ، استبداد و همیشه سوار بر مرکب حاکمیت بودن، قرار دادند. در طول حکمرانی خویش ،پاسخگوی هیچ فردی نبودند، نظارت هیچ شخصی را خود بر نمی تابیدند،جان آدمی، خون خلق الله، حقوق بشر برایشان پشیزی ارزش نداشت. خود را عین عدالت و حتی مثل خدا می دانستند نهایتاً  هم به حکم تاریخ در یکی از صفحات ننگین دیکتاتورها ماندگارشدند.

 تاریخ گواه آن است که برخی از علی ها و حسین ها از آزادی خواهی به دیکتاتوری، از انقلابی گری و عدالت خواهی به استبداد، از حامی مظلوم به ظالم تمام عیار رسیده اند. چون هیچ شاهی به بی لیاقتی خود اعتراف نکرده، هیچ امیری خود را بی عرصه نخوانده ، هیچ  دیکتاتوری خود را ظالم معرفی نکرده و مهمتر ازهمه هیچ حاکمی به اختیار خویش به حکومت خویش پایان نداده است. به همین دلیل سرنوشت دیکتاتورها، فرجام پادشاهان و سرانجام ظالمان تقریباً مشابه هم بوده است. فرجام مختوم و محتوم کسانی که دین خدا ، باورهای مردم و قانون موضوعه را به بازی می گیرند ، برگ کثیفی از تاریخ خواهد بود ، هرچند مانند عبدالله صالح  و صدام اسامی علی و حسین را برگزیده باشند.زیرا به گفته دانشمندان ریاضی اسامی متغیر ظاهری و فاقد ارزشند. باشد که حاکمان غیرمنتخب کشورها سرنوشت “ناصالح ها ” و “صد دام ها ” را هرگز فراموش نکنند و بدانند که علی عبدالله صالح بودن به اسم نیست به رسم است و مرام .



بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه