زرق و برق حوزه های علمیه قم مدیون ثروت مردم ایران است نه طلاب خارجی آن

اردیبهشت 4, 1397

برغم اینکه پیشنهاد دهنده تشکیل کشور قم بر خلاف فرمایش برزگان مبنی بر “من قال انا عالم فهو جاهل” ، پیشنهاد خود را عالمانه و حسابی معرفی می کند، این پیشنهاد آنقدر غیر واقعی، سطحی وبقول آیت الله مکارم ناآگاهانه بود که هیچ اندیشمند، سیاستمدار، حقوق دان، جامعه شناس و اقتصاددان داخلی و بین المللی را به تحلیل حقوقی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی  موضوع ترغیب نکرد، اما در نهان این پیشنهاد زیاده خواهی ویژه، مرموز و مستمری نهفته است که از  منظر فرهنگی قابل تامل است.

از روزی که بر خلاف سیره علوی، مسئولین دست هیچ برادر زیادی خواهی را داغ نکردند، مردم را به خودی و غیر خودی، عوام و خواص ، انقلابی و غیر انقلابی، با بصیرت و بی بصیرت تقسیم  نمودند، از روزی که شهر یکصد هزار نفری قم به سبب ارادت ملت به ائمه اطهار ناگهان به کلان شهر تبدیل و ماحصل زحمات ملتی برای ترویج برداشت گروهی از دین خدا در این شهر هزینه شد. با وجود پراکندگی مراکز دانشگاهی ، کلیه مراکز آموزش دین از جامعه المصطفی تا جامعه المرتضی در قم متراکم شدند. به تبع آن عده ای ارزش های دینی را به نفع قشری خاص تفسیر به رای نمودند و با عقل کل پنداری در تمام حوزه ها وارد و علم و تخصص را به سخره گرفتند، آموزش و پرورش همگانی را در کانکس ها، کپرها، کلاس ها ی فاقد امکانات محصور و در عوض حوزه های علمیه مدرن ساختند. از آن روز نه مردم و حاشیه نشینان قم بلکه گروهی قم نشین غافل از مشکلات چهار سوی مملکت، بی خبر از سطح زندگی شهروندان چابهاری، بازرگانی، سرخسی و خرمشهری مدام برسطح رفاه خود افزودند. بزرگانی به رغم فاصله 60 کیلومتری قم با برزگترین فرودگاه کشور مدام بر احداث فرودگاه در قم و بنام قم تاکید ورزیدند و همه چیز را بر قم طلبیدند. آنگاه ((زادهوش)) ها  به صرف حضوردر قم خود را مصون از خطا فرض و منتقدین را به القاب رذیله مزین فرموده و امکان نقد را از بقیه ستانیدند. آموزش به قهقرا گرایید، عدالت با تبعیض همنهشت شد و ایثار و مردانگی افسانه گردید. در نتیجه استمرار تبعیض فرهنگی، فرهنگ تبعیض سنت معمول و عرف مرسوم شد، ریا لباس ایمان گرفت ، ربا به سنت حسنه تبدیل گشت. در چنین وضعی کار برای برخی عار و دلالی آبرومندترین حرفه ی جامعه گردید. رانت خوارانی که از زمین ، دریا , کوه خواری به انسان خواری رسیده بودند همه ارزش های انسانی را بلعیدند. خلاصه ، شد همه ی آنچه نباید می شد از جمله  اختراع کشور قم.

اگر  العدل یضع الامور مواضعها والجود یخریها عن جهتها والعدل سائس عام والجودعارض خاص، فالعدل اشرفها و افضلها فرموده علی (ع) وعدالت اساس دینداری است ، چگونه می توان بنام دین تبعیض را ترویج نمود؟ باستناد کدامین حکم شرعی، عقلی و نقلی مکرر بر تمایز قم فرمایش میشود و با برچسب دین ودر تباین با صریح قرآن مبنی بر  ”  یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل …..»  و ” قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ… “  که پیامبراعظم را باستثنای وحی هم شان با سایر انسانها می داند ، مبلغ تبعیض عریان شد؟ شهری که توسعه خود را  مدیون زوار فارس، ترک ، عرب و الخ است چه گلی بر سر کشور زده که تبریز ، اصفهان ، اهواز و مشهد و… نزده اند؟ مگر صادرات و ارزش افزوده علمی، صنعتی و اقتصادی  امثال ((احمد)) ها چیست که اینقدر گرایش به استقلال یافته اند؟ با وجود منزه بودن ساحت دین از انتقاد، متوهمان نباید از یاد ببرند که غالب آنچه در کشور از فرهنگ، اقتصاد و سیاست جاری است بی تاثیر از برنامه های مشعشع ایشان نیست. پس اگر برخی از عملکرد خود ناراضی هستند باید از خود بی خود شده خویش بگریزند نه از ایران. مهمتر اینکه نباید فراموش کنند که جهانی شدن و زرق و برق حوزه های علمیه مدیون ثروت مردم مظلوم ایران است نه طلاب خارجی آن.



بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه