مشکل قانون گریزی و راهکار قانون مداری است

تیر 10, 1392

بسمه تعالی
ان الله لایغییر مابقوم حتی یغییر ما بانفسهم…
جناب آقای دکتر حسن روحانی برگزیده ملت قهرمان ایران
ضمن تبریک به جناب عالی برای جلب اعتماد مردم ؛ از آنجایی که کمک به منتخب مردم وظیفه همگان است ؛ بنده بعنوان عضو کوچک ستاد شما در تبریز و یک روزنامه نگار و مدرس حقوق بدون مقدمه مطالب زیر را تقدیم می دارم .
همه مدعی فصل الخطاب بودن قانونند ؛ حق هم همین است و بس. ولی واقعیت چیز دیگری است . اگر ایرانی 75 میلیون نفر است آنگاه توهین به افراد چگونه با اصول 2 و3 قانون اساسی قابل جمع است؟ اگر قرار نیست در مسایل مهم مملکتی از مردم نظرخواهی شود ؛ اگر آزادی مشروع و مصرح در قانون اساسی سلب شدنی است ؛ اگر قرار بر بیدادی فساد اجتماعی در اثر فقر وطلاق است ؛ اگر مردم حق امر به معروف و نهی از منکر دولت را ندارند آنگاه مراد از اصول 6 الی؛10 چیست ؟ اگر دهها میلیون ایرانی حق آموزش زبان مادری را نداشته باشند آنگاه نباید بیهوده بودن اصول 11 الی 21 قانون اساسی را داد زد ؟ اگر مطابق اصل 22 حیثیت ؛ جان؛ مال ؛ حقوق ومسکن؛ شغل افراد مصون از تعرض است و برابر اصل 23 تفتیش عقاید مطلقا ممنوع است و تشکیل اجتماعات با شرایط مقرر اصل 27 آزاد است ؛ آنگاه جو غیر فرهنگی حاکم را چگونه باید تفسیر کرد؟ اگر برابر اصل 30 تحصیلات رایگان است آنگاه فلسفه وجودی این همه مدارس پولی و بنگاههای مدرک چیست؟اگر دریافت بهره 30 درصدی از مردم توسط انواع اقسام بانک های رسمی و نیمه رسمی اجرای اصل 43 است آنگاه نباید ربا را قانونی اعلام کرد ؟ اگر اصرار بر خصوصی سازی است چرا نباید بجای تفاسیر و سیاست های گوناگون ؛ خوداصل 44 تغییر یابد ؟ اگر نتیجه اصل 49 اختلاس 3000 میلیاردی و ثمره نظارت دیوان بر آمده از اصل 54 ام انحراف 60 درصدی دولت از بودجه باشد نباید به حال این مردم گریست؟ اگر بنا بر مصادره حکومت مردم به نفع یک گروه یا جناح است؛ پس شان اصول 56 و 59 را کدام مفسر می داند؟ و از همه مهمتر اگر قانون اساسی وحی منزل است و اگر مرور زمان تغییر قواعد اجتماعی یعنی قانون را ضروری نمی نماید ؛ پس آنگاه اصل پر طمطراق 177 برای حل کدامین مشکل در قانون اساسی تصریح شده است؟
تورق در قانون اساسی با وجود تمام معایب و محاسنش که در جای خود قابل بحث است به روشنی ابزار مردم بودن کلیه اصول و فصولش برای رسیدن به رفاه و سعادت و قرب الهیرا نشان می دهد ؛ متاسفانه آنچه شمرده شد فقط قسمت ناچیزی از تضییع حقوق مردم است .وتاسف بار اینکه ضربات مهلک فرهنگی واجتماعی آنان در سالهای آینده ظهور خواهد کرد ؛ افسانه شدن ارزش معلم پدرومادر؛ رواج دورغ بعنوان یک سیاست؛ استفاده از رانت بعنوان زیرکی ؛ دریافت مدرک و رتبه و درجه و سمت و مقام وشغل به ناحق و فقط درسایه تملق و… تنها نمونه کوچکی از آنهاست . و زودون این لکه های کریه از چهره جامعه و پاک کردن سیاهی این ننگ ها از فرهنگ کشور محتاج زمان بسی داراز است .
آقای دکتر بنظر فرهنگ شدن ؛ صداقت و شایسته سالاری و پرهیز از ریاکاری ؛ در کنار آموزش اصولی قانونمداری تنها راهکار رهایی از این بلیه فرهنگی و اجتماعی است . برای تحقق این امر وفصل الخطاب شدن قانون لازم است ؛ اولا در تمام رسانه های دیداری و نوشتاری با همت تمام مافوق بودن قانون بر همه اشخاص و مسئولان مدام تکرار و مکرر بیان شود که همه درذیل قانون تعریف می شوند ؛ مشروعیت و مقبولیت همه مستحضر به قانون است . تدریس دو واحد درسی حقوق در تمام مقاطع تحصیلی از ابتدایی تا دکتری واختصاص یکی از شبکه های تلویزیونی برای آموزش حقوقی مردم و برشمردن وظایف و اختیارات قانونی مسئولین می تواند قدمی در فرهنگ سازی این مهم باشد.؛ ثانیا برای ممانعت از عرف شدن بی قانونی عده ای با تمسک به فصل الخطاب خواندن این یاآن مقام که نه بخاطر منافع ملی وحتی گروهی بلکه منحصرا بخاطر مطامع شخصی دست به هر کاری می زنند ! با شهامت اعلام شود که مخلص اشخاص و جریانی بودن و یا چاکر رئیس جهمور شدن هیچ دلیل و حجت شرعی و قانونی بر بی قانونی نیست .وبیان شود که تمام مسئولین بدون استثناء قابل نقدند و زمینه نقادی را با تضمین آزادی رسانه ها را در چارچوب قانون فراهم گردد. .
شما تکه تکه نگاه کردن به سرزمین ایران راخیانت می دانید و خیانت زمانی کثیفت تر میشود که برخی در صدد حذف دائمی فرهنگ و آداب و زبان جمعیت حاشیه نشین کشور باشند ؛ از منظر فرهنگی ایران کشور 72 ملت است و این افتخاری است برای همه . لذا نباید از ملیت ها هراسید و آنان را به قوم تقلیل داد و آداب و سنن آنان را تحقیر نمود. درست که برابر حقوق بین الملل تمام مردم یک کشور ملت واحدند ولی این لزوما به معنای حذف فرهنگی در فرهنگ دیگر نیست ؛ باید فرهنگ تمام ایرانیان را تقویت کرد ؛ بدین منظور ایجاد فرهنگستان زبان آذزی و یا بلوچی دردی را دوا نمیکند ( هرچند از هیچ چیز بهتر است)زیرا مر قانون اساسی تدریس زبان مادری در کنار زبان رسمی کشور در مدارس است از تعداد واحد های درسی زبان فارسی در مناطق غیر فارس زبان دو واحد کم و تدریس دو واحد زبان مادری جایگزین آن گردد. وداستان بقیه زبانها کم وبیش بدین منوال است و البته واضح است فرهنگ فقط در زبان خلاصه نمی شود . درکنار تقویت فرهنگ تقویت نقش شوراهای اسلامی استانها و تبدیل آنها به پارلمان منطقه ای و انتخاب مسئولین استانها توسط مردم وتمرکز زدایی واقعی و حذف نگاه امنیتی به مناطق مرزی و توزیع عادلانه ثروت و امکانات کشور تلاشی برای وحدت واقعی ملت خواهدبود. .
عدالت کلمه زیبایی است ؛ ولی در دولتی که حقوق کارگر با کارمند ؛ بخش خصوصی با دولتی و در خود دولت یک وزارت با وزارت دیگر ، حتی در یک وزارت دو کارمند هم سابقه و هم مدرک و هم مسئولیت با همدیگر یکسان نیست ارزش یک معلم وزارت آموزش یک سوم همکار هم شاءن خود در وزارت علوم است ! در دولتی که همه چیز رانتی است ؛ در دولتی که دورغ و ریا و ربا و اختلاس واگیر شده ؛ در دولتی که رسانه ها در اختیار یک عده خاص است ؛ در دولتی که دلالی حرف اول و آخر میزند والی ماشاالله آیا صحبت کردن از عدالت یک شوخی بیمزه نیست؟ .
برخی ها در همه امور سیاسی ؛اجتماعی؛ فرهنگی صاحب نظرند هرکجا خوان نعمتی است در سرهمان سفره اند. . همان برخی ها خود را حق مطلق؛ علی و ابوذر زمان و کسانی راکه مثل آنها فکر نمی کنند معاویه و ابوسفیان می شمارند . همان ها در همین انتخابات چه ها که بشما و طرفداران شما نمی گفتند و همان های که خود را مالک پشت خمیه دشمن و طرفداران شما را سازش گر می پنداشتند و همان های که تا چند روز پیش گفتمان خود را گفتمان معنویت وطرفداران آشتی با دنیا و اعتدال را اصحاب شکم می نامیدند امروز در درصد مصادره انتخاب مردمند ؛یکی از ضروریات پایان دادن به این رویه غلط معصوم پنداری خود وشیطان پنداری دیگران و مصادره زحمات دیگران و بستن بنگاه کاسبان دینی است . و دیگری حذف تمام کارهای غیر قانونی و شبه قانونی نظیر انواع رانت های قضایی و؛سیاسی ؛ مالی ؛ الخ ؛ دریک کلام تحقق تمام حقوق تصریح شده و عرفی مردم نشانی بر عدالت خواهد بود چرا که عدالت محصول قانون است و بس .
برگزیده محترم ملت ؛ تعریف هیچ نظام و حاکمیتی بدون عنصر ملت میسور نیست ؛ با این وجود برخی ها مردم را برای خود می خواهند. ؛ حال که قضای الهی و خواست و اراده مردم شما را در مصدر امور قرارداده و حال که یگانه ریشه تمام مشکلات کشور ( قانونگریزی ) برای همگان آشکار و برای شما بعلت متخصص امور حقوقی بودن اظهرمن الشمس شده است . لاجرم وبه حکم عقل یک راه حل بیشترندارد ؛ آن هم قانونگرایی و اصلاح قانونی قوانین اعم عادی و اساسی و جایگزینی فرهنگ قانونمداری به جای فرهنگ شخص محوری است . امیدوارم روسفید خدا و خلقش باشید و روز جشن اصلی را اعلام نمائید و ماهم تبریک اصلی رابه آن روز وا میگذار یم .
برزگرزاده مدرس حقوق بین الملل دانشگاه پیام نور



بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه